
توضیحات مؤلف درباره کتاب مقدمه ای کوتاه بر سیر تکامل طراحی خودرو :
بعد از کتاب سومم (بیایید با طراحی خوب زندگی انسانها را نجات دهیم) که دوماه پیش تقدیم عزیزان نمودم، لطف خدا یک بار دیگر شامل حالم شد تا یک بار دیگر خدمتی بس کوچک به تمامی دوستانم در وادی طراحی صنعتی نموده تا کتاب چهارمم را نیز تقدیم این عزیزان نمایم و اگر عمری بود و نفسی می آمد کتاب پنجمم را با عنوان ” مشاهده و طراحی” نیز به عنوان عیدی سال ۱۳۹۲ به شما عزیزان تقدیم خواهم نمود که متعاقبا به شما اطلاع خواهم داد .
چکیده کتاب مقدمه ای بر تحلیل قدرت پردازنده ها :
امروزه از پیچیده ترین محاسبات علمی و آماری گرفته تا دیدن یک فیلم و شنیدن یک موسیقی ، توسط کامپیوترها انجام می گیرد که اصلی ترین بخش در این فرایند، پردازنده ها ) cpu ها( هستند. نوع ریزپردازنده استفاده شده در هر کامپیوتر ، تاثیر غیر قابل انکاری را بر تمامی ابعاد حیات یک کامپیوتر دارد از همین روی نیاز به شناخت تفاوت ها و ممیزی های مختلف است که در این مقاله به چند مورد از مهم ترین آنها که عبارتند از: تعداد پایه ها و سوکت های پردازنده ، ۳۲ یا ۶۴ بیتی بودن ، تعداد هسته ، حافظه نهان و فرکانس می پردازیم. در پایان با بررسی اجمالی، مشخص می شود که در صورت افزایش در هر فاکتور، کارایی بهتری خواهیم داشت که البته برخی از جنبه ها را یا به دلایل تکنیکی یا به دلیل تداخلات با دیگر بخش ها، نمی توانیم از حد و حدود خاصی، بیشترافزایش دهیم.
توضیحات مؤلف درباره کتاب بیایید با طراحی خوب زندگی انسانها را نجات دهیم :
در این کتاب دو نکته را برای ادامه حیات انسان مهم دانسته ام ،
اول این که در حفظ محیط زیست و احیای جنگلها باید کوشا باشیم ، پس به عنوان نویسنده خود را ملزم دیدم که با ارائه این کتاب از طریق اینترنت از چاپ کتابم و قطع درختان و رها شدن اسید ها و کلرین ها ( مورد استفاده در ساخت کاغذها ) در طبیعت جلوگیری نمایم.
دوم به این نکته اشاره کرده ام که استفاده از “اتومیشن” باید به شکل صحیح آن صورت گیرد، پس به عنوان نویسنده خود را ملزم دیدم که با ارائه این کتاب از طریق اینترنت از “اتومیشن” به بهترین شکل استفاده نمایم.

دانلود کتاب نقشه جهان بصورت کامل
دانلود کتاب آموزش گرامر زبان انگلیسی
دانلود رمان توسکا قسمت سی و چهارم
از فریادهاش مو به تنم راست شد … اشکم داشت در می اومد … این دختر از عذاب وجدان داشت می مرد … همه اش فکر می کرد زندگی آرشاویر به خاطر اون خراب شده … یه بار به خاطر آشنایی با گراتزیا و بار دیگه به خاطر نبودنش که باعث شد ما عقدمون رو دائمی نکنیم … بعضی وقتا به این فکر می کردم که شاید اگه من و آرشاویر با هم رابطه ای چیزی داشتیم نمی تونستیم به این راحتی ها از هم جدا بشیم … شاید … متوجه آرشاویر شدم که داره می دوه سمتون … لابد فکر کرده بود آرشین طوریش شده … چرخیدم سمت آرشین … دستاشو باز کرده بود و هنوز داشت داد می زد … خواستم صداش بزنم که یهو تعادلشو از دست داد … صدای چیغ من با چلپ افتادنش توی آب همزمان شد …
دانلود رمان در ادامه مطلب . . .
دانلود رمان توسکا قسمت سی و سوم
شهریار دستم رو کشید و گفت:
- بیا … چرا وایسادی؟
- هیچی … بریم …
دوباره راه افتادم … آرشاویر ماشین رو پارک کرد و پیاده شد … زل زده بود توی چشمام … منم خیره شده بودم به اون … در ماشینو کوبید به هم … جوری که گفتم خورد شد …. سیگاری از جیب پالتوش در آورد و همینطور که نگام می کرد آتیشش زد … اولین پکو که زد شهریار در ویلا رو باز کرد و با فشار آرومی منو هل داد تو … داشتم به این فکر می کردم که آرشاویر چند وقته خیلی سیگار می کشه … شهریار با خنده رو به جمع گفت:
- بابا چرا نشستین؟ پاشین گرم کنین …
انگار همه منتظر همین حرف بودن … ضبط رو روشن کردن و ریختن وسط … شهریار دستمو کشید و گفت:
- بیا عزیزم … بیا که می خوام کاری کنم همه غم هات یادت بره …
جهت دانلود رمان به ادامه مطلب بروید . . .

